اخبار » سرگرمی » متن و جملات بارانی کوتاه / جملات زیبا و احساسی درمورد باران

متن و جملات بارانی کوتاه / جملات زیبا و احساسی درمورد باران

متن و جملات بارانی کوتاه / جملات زیبا و احساسی درمورد باران

54645

 

مثل باران های بی اجازه ، وقت و بی وقت

در هوایم پراکنده ای و من بی هوا ناگهان خیسم از تو

در مورد باران

 

کاش باران بودم و غم پنجره را می شستم

و به هر کس که پس پنجره غمگین مانده

از سر عشق ندا میدادم

پاک کن پنجره از دلتنگی که هوا دلخواه است

گوش کن باران را که پیامی دارد

دست از غم بردار زندگی کوتاه است

باز کن پنجره را روز نو در راه است

در مورد باران شعر

 

غصه میسوزد مرا ، باران ببار

کوچه میخواند تو را ، باران ببار

ابرها را دانه دانه جمع کن

بر زمین دامن گشا ، باران ببار

خاک اینجا تشنه ی دلتنگی است

آسمان را کن رها ، باران ببار

باغبان از کوچه باغان رفته است

ابر را جاری نما ، باران ببار

 باران

 

چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است

درست مثل همین باران که بی سوال فقط می بارد

متن در مورد باران

 

دلم لک زده برای یک بار هم شده باران که می بارد

تو در خیالم که نه در کنارم باشی

جمله در مورد باران

 

هوای دونفره نه ابر می خواهد نه باران

فقط کافی ست حواسمان بهم باشد

شعری در مورد باران

 

بزن باران که امشب مست مستم

حکایت نامه عشقم رو بستم

بزن سازی بر آن چشمان مستش

بزن تا قیامت با تو هستم

مطلب در مورد باران

 

یکی قطره باران ز ابری چکید

خجل شد چو پهنای دریا بدید

که جایی که دریاست من کیستم

گر او هست حقا که من نیستم

چو خود را به چشم حقارت بدید

صدف در کنارش به جان پرورید

جملاتی در مورد باران

 

مثل باران خاطراتت ماندنیست

لحن پر مهر صدایت خواندنیست

گر چه ما اندک زمانی در کنارت بوده ایم

تا ابد مهر و وفایت ماندنیست

 

انگار شکستن بغض های من فقط کار این باران هاست!

خدایا به باران بگو نبارد

برای شکستن این بغض ها دل می خواهم

نه دل گریه کردن ندارم ، نه دستی که اشک هایم را پاک کند

 

خدایا

این دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمی کند

تو غافلگیری رگبار بودی

و من مردی که چتر به همراه نداشت

دعای باران چرا ، دعای عشق بخوان …

این روزها دل ها تشنه ترند تا زمین ها

برای چشم هایم نماز باران بخوان !

بغض کرده ، ابری ست ، اما نمی بارد

گاهی ممکن است یادت برود دانه هایت را کجا کاشته ای

باران به تو خواهد گفت ، بگذار تا ببارد

 

میگویند باران که میزند بوی “خاک” بلند می شود …

اما اینجا باران که میزند بوی “خاطره ها” بلند میشود !

شعر در مورد باران پاییزی

خیس ِ

خیس ِ

خیس…

دلم “تو” را میخواهد و

دنیا دنیا باران…

شعر در مورد باران و عشق

فصل باران است بارانی شویم / از درون جوشیم و طوفانی شویم

بوی خاک و بوی نمناک چمن / کیف دارد زیر باران تر شدن

در تمام قطره ها تکثیر شو / زیر باران خدا تطهیر شو . . .

انشا در مورد باران بهاری

دوست داشتن نم نم بارانست…کم کم می آید و به درازا میکشد…
بارانى دوستت دارم…

انشا در مورد باران به زبان انگلیسی

پرستوی مهاجر من

بازگرد

بهار می شوم

آسمان هم دل تنگ توست

بی بهانه

می بارد …

((محمد شیرین زاده)

انشا در مورد باران اسیدی

صدای نم نم باران خواب را از چشمانم ربوده بود . هر کاری کردم نتوانستم چشمان منتظرم را با شهر خوابآلود همراه سازم . از جایم بلند شدم . آرام آرام به سمت

حیاط حرکت کردم . صدای چک چک باران نزدیک و نزدیکتر می شد . فضا مملو از بوی باران شده بود . وقتی به حیاط رسیدم با آهنگ باران همراه شدم.

چشمها را باید شست       جور دیگر باید دید

چترها را باید بست           زیر باران باید رفت

فکر را ، خاطره را       زیر باران باید برد

با همه مردم شهر      زیر باران باید رفت

دوست را زیر باران باید دید     عشق را زیر باران باید جست

هرکجا هستم باشم         آسمان مال من است

پنجره ، فکر ، هوا          عشق ، زمین مال منست

وقتی همنفس باران شدم خودم را بدستش سپردم . حال برخورد قطرات باران را به صورتم حس میکردم . هر قطره از باران جان تازه ای به کالبدم می دمید و زخمهای

دلم را با هر ترنمش تسکین می داد . سر مست باران گشته بودم احساس عجیبی داشتم یک نوع احساس سبکی …

دستانم را به سوی خدا بلند کردم و چشمانم به آسمان دوخته شد . ناگهان درهای آسمان باز گشت . صیحه ای از دل آسمان بلند شد و بر قلبم نشست . برخیز و

روحت را با باران نگاهت جان تازه ای بخش . نوری از آسمان بر قلبم فرود آمد و قطرات اشک بر بستر خشک تنهایی ام جاری گشت .

حرفهایم را با او زدم و تمام دردها را با او گفتم …

انشا در مورد صدای باران

خیلی وقته دیگه بارون نزده

رنگ عشق به این خیابون نزده

خیلی وقته ابری پرپر نشده

دل آسمون سبک تر نشده

مه سرد رو تن پنجره ها

مثل بغض توی سینه ی منه

ابر چشمام پر اشکه ای خدا

وقتشه دوباره بارون بزنه

خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده

قلبم از دوری تو بد جوری دلتنگ شده

بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست

کوه غصه از دلم رفتنی نیست

حرف عشق تو رو من با کی بگم؟

همه حرفها که آخه گفتنی نیست

خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده

قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده

انشا در مورد قطره بارانی که از ابری چکید

زیر باران بیا قدم بزنیم

حرف نشنیده ای به هم بزنیم

نو بگوییم و نو بیندیشیم

عادت کهنه را به هم بزنیم

و ز باران، کمی بیاموزیم

که بباریم و حرف کم بزنیم

کم بباریم اگر، ولی همه جا

عالمی را به چهره نم بزنیم

سخن از عشق، خود به خود زیباست

سخن عاشقانه ای به هم بزنیم

قلم زندگی به دل است

زندگی را بیا رقم بزنیم

سالکم قطره ها در انتظار تواند

زیر باران بیا قدم بزنیم

انشا در مورد صدای باران

وﻗﺘﻴﻜﻪ ﺗﻨﮓ ﻏﺮوب، ﺑﺎرون ﺑﻪ ﺷﻴﺸﻪ ﻣﻲزﻧﻪ

ﻫـﻤـﻪ ﻏﺼـﻪﻫﺎی دﻧـﻴﺎ ﺗـﻮی ﺳﻴـﻨـﻪی ﻣـﻨﻪ

‫ﺗﻮی ﻗﻄﺮهﻫﺎی ﺑﺎرون، ﻣﻴـﺸﻜﻨﻪ ﺑﻐﺾ ﺻِﺪام

‫دﻳﮕﻪ ﻏﻴﺮ از ﻳﻪ دوﻧﻪ ﭘـﻨﺠﺮه ﻫﻴﭽﻲ ﻧﻤﻴﺨﻮام

‫ﭘﺸﺖ اﻳﻦ ﭘﻨﺠﺮه ﻣﻴﺸﻴﻨﻢ و آواز ﻣﻴﺨﻮﻧﻢ

‫ﻣﻨﺘﻈﺮ واﺳﻪ رﺳﻴﺪﻧﺖ ﺗﻮ ﺑﺎرون ﻣﻲﻣﻮﻧﻢ

‫زﻳـﺮ ﺑـﺎرون اﻧﺘﻈﺎرت رﻧﮓ ﺗـﺎزهای داره

‫ﻣﻨﻢ ﻋﺎﺷﻖﺗﺮم اﻧﮕﺎر، وﻗﺘﻲ ﺑﺎرون ﻣﻲﺑﺎره

 ﺑﻌﻀﻲ وﻗﺘﺎ ﻛﻪ ﻣﻴﺎی ﺳﺮ روی ﺷﻮﻧﻢ ﻣﻴﺬاری

‫ﺗـﻤﻮم ﻏﺼـﻪﻫﺎ رو از دل ﻣـﻦ ﺑـﺮ ﻣـﻲداری

‫اﻣﺎ اﻳﻦ ﻓﻘﻂ ﻳﻪ ﺧﻮاﺑﻪ، ﺧﻮاب ﭘﺸﺖ ﭘﻨﺠﺮه

‫وﻗﺖ ﺑـﻴﺪاری ﺑـﺎزم ﻏﻢ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪ ﺗﻮ ﺣﻨﺠﺮه

‫ﻏﻢ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪ ﺗﻮ ﺣﻨﺠﺮه

انشا در مورد روز بارانی

باران ببار …

بگذار اشک هایم غریب نباشند …

انشا ادبی در مورد باران

دلم به عظمت باران برایت دلتنگی میکند… ؛

امروز عجیب؛

بی واژه؛

بی حصار… ؛

می خواهمت…

متن انشا در مورد باران

دمش گرم ، باران را میگویم ، به شانه ام زد و گفت :

خسته شدی ، امروز تو استراحت کن ، من به جایت می بارم . . .

متن در مورد باران پاییزی

پشت پنجره نشسته ام و باران میبارد …

ناودانی چشمانم سرازیر شده است !

متن در مورد باران و دلتنگی

دل من کلبه بارانی است و تو آن باران بی اجازه ای که ناگهان در احساس من چکه می کنی …

متن عاشقانه درمورد باران

وقتی به هوای دیدنت قلب ابرها هم تند تند میتپد …

یاد تو مثل چیزی شبیه یک قطره باران بر لب های خشک و ترک خورد ام لیز میخورد …

متن در مورد باران با عکس

تنها ادامه میدهم در زیر باران

حتی به درخواست چتر هم جواب رد میدهم

میخواهم تنهایی ام را به رخ این هوای دو نفره بکشم

ببار باران من نه چتر دارم نه یار . . .

متن زیبا در مورد باران بهاری

با ابرها چه غصه‌ی پنهانی‌ست؟

این عصرِ چندشنبه‌ی بارانی‌ست؟

وقتی که می‌بُریم مدام از هم

این عشق نیست ، چاقوی زنجانی‌ست !

متن ادبی در مورد باران

حکمت باران در این ایام می دانی که چیست ؟

آب و جارو میشود بهر محرم کوچه ها . . .

السلام علیک یا اباعبدالله

متن کوتاه در مورد باران

سر زد به دل دوباره غم کودکانه ای

آهسته می تراود از این غم ، ترانه ای

باران شبیه کودکی ام پشت شیشه هاست

دارم هوای گریه ، خدایا ، بهانه ای . . .

متن قشنگ در مورد باران

به باران دل نبند

که هر چهار فصل دیوانه‌ات خواهد کرد

اگر ببارد ، از شوق

اگر نبارد ، از دل‌تنگی . . .

متن در مورد بارش باران

من از تمام آسمان یک باران را میخواهم

از تمام زمین یک خیابان را

و از تمام تو

یک دست که قفل شود در دست من . . .

جملات در مورد باران

“پاییز” مرا عاشق میکند

“باران” عاشق تر

حالا تو بگو

این “باران پاییزی” با من چه میکند . . . ؟

جمله عاشقانه در مورد باران

ترنم باران را نصار چشمانت میکنم نازنینم

تا شبنمی شود بر سرخی گونه هایت

و داغی بوسه ام را به پیشانی ات به یادگار میگذارم و دست نوازشم را

به موهایت هدیه میکنم ، که تا عمر داری مرا از خاطر نبری . . .

جمله ای در مورد باران

باران میبارد ، به حرمت کداممان نمیدانم

من همین قدرمیدانم ، باران صدای پای اجابت است

خدا با همه جبروتش ، دارد ناز میخرد ، نیاز کن . . .

جمله زیبا در مورد باران

باران که میبارد

دلم برایت تنگ تر می شود

راه می افـتم

بدون ِ چتر ، من بـغض می کنم ، آسمان گـریـه . . .

جمله کوتاه در مورد باران

گاهی آنقدر بی تابم

که استعاره از باران می شوم

گوش کن پنجره ها

وقتی دلتنگ می شوند

نام مرا فریاد می زنند …

((محمد شیرین زاده))

جمله قشنگ در مورد باران

خودم را

جایی گم کرده ام

شاید کنار خاطره تو

در کوچه ی باران

شاید لب یک پنجره

و یا شاید

در خیابانی که

میدانی را دور می زند و

به خانه تو می رسد …

دستم را روی سینه ام می گذارم

اما

از ضربان قلب ام خبری نیست !

((محمد شیرین زاده))

جمله هایی در مورد باران

وقتی باران به صدا درمی آید…

آیا تا کنون به بارش باران فکر کرده ایم ؟

باران که می بارد ، بعضی ها دلشان می گیرد وخیلی ها شاعر می شوند. آخر تازه یادشان می افتد که احساسات فطری پاک و زلالی هم هست که در لابه لای افکار مادّی و تکراری روزمره ، فراموشش کرده بودند.

وقتی باران می آید، دیگر، مردم ، خودشان را برای چیزهای کم ارزش و بیهوده معطل نمی کنند، حتی جلوی زیباترین ویترینهای مجللترین مغازه ها هم خالی است.هر که را می بینی با عجله به سوی مقصد حرکت می کند یعنی باران باعث می شود که انسان مقصدش را فدای زرق و برقها نکند.

سواره ها نیز در بارش باران بیشتر از قبل ، دلشان برای پیاده ها می سوزد و زودتر آنها را سوار می کنند. یعنی باران ، مردم را سخاوتمندتر و سخاوتمندان را دلسوزتر می کند.

باران که می بارد، مردم صمیمی تر ، متحدتر و فداکارتر می شوند. چرا که خیلی ها را می شود دید که یک نفر دیگر را زیر چتر خود گرفته اند.

باران ، زمین را پاک می سازد ، هوا را تصفیه می کند و برخی ویروسها را از بین می برد و شاید آن وقت مردم کمی پاکتر زندگی کنند!

وقتی باران بر خاک ، کشتزارها و کوهها فرو می ریزد ، حیات ، جان می گیرد و همه به تداوم زندگیشان امیدوارتر می شوند و ممکن است برای یک بار هم که شده صاحب باران را شکر گویند.

در بارش باران عدالت را هم می توان دید. چرا که قطره ها ، در همهء محله های یک شهر و یا بر بام همهء خانه های یک محله ، با یک نواخت مساوی فرو می ریزند.

وقتی که باران می‌آید، گاهی سالهای کودکی ، قیل و قال آرامش بخش مدرسه! و درس «‌باران آمد ، آن مرد ، در باران آمد » در ذهنها رژه می روند و آن وقت تازه یادمان می افتد که آن مرد ، در باران نیامد. پس می شود کمی هم برای آمدن او (روحی فداه) دعا کرد.

باران ، سرشار از خیر و برکت است و آن باران نیز، آن باران سرنوشت سازی که از هوای ابری چشمها بر گونه هایمان می نشیند و سبب می شود که بهتر بتوانیم مسیر زندگیمان را عوض کنیم. زیرا باران کمیاب اشکها، توفیق توبه را سهل الوصول تر می کند.

قطره های اشک می توانند بغض سنگین تاریخ معصومان مظلوم را نیز بشکنند و آموزه های بی بدیل مردان شهید روز دهم را در سینه ها زنده و بالنده نگهدارند. چرا که حسین علیه السّلام بیش و پیش از آن که تشنهء آب باشند تشنهء اندیشهء انسانهای زمانها هستند.

پس ای باران عزیز! ما را تنها نگذار.

لطفا نظر خود را برای دوستانتان بنویسید

نوشتن دیدگاه

16 − 1 =

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز